ارسال شده در

مدیرعامل شرکت پایانه های نفتی ایران : بازگشت نفتکش های ایرانی به اروپا

مدیرعامل شرکت پایانه های نفتی ایران با اشاره به بازگشت نفتکش‌های اروپایی به پایانه‌های نفتی از افزایش۵۰درصدی تردد نفتکش‌ها خبر داد و گفت: امکان پهلوگیری کشتی‌های غول پیکر در پایانه‌ گازی فراهم شد.

پایانه های نفتی ایران-مراوده

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از مهر ، سیدپیروز موسوی درباره آخرین وضعیت پهلوگیری کشتی‌های نفتکش در پایانه های نفتی ایران، گفت: در طول یکسال گذشته تاکنون و با لغو محدودیت‌های پیش روی صادرات نفت، ورود و تردد کشتی‌های نفتکش و حامل میعانات گازی به پایانه های نفتی ایران در خلیج فارس، با افزایشی ۵۰ درصدی در مقایسه با پارسال همراه شده است.

مدیرعامل شرکت پایانه های نفتی ایران با تاکید بر اینکه هم اکنون کشتی‌های نفتکش تحت اجاره شرکت‌های بزرگ نفتی جهان همچون توتال فرانسه، انی ایتالیا، لوک اویل روسیه، چین و ژاپن در پایانه‌های نفتی کشور پهلوگیری و اقدام به بارگیری نفت خام و میعانات گازی می‌کنند، تصریح کرد: در شرایط فعلی، پایانه‌های نفتی کشور دارای بالاترین استاندارد جهانی بوده و محدودیتی برای پهلوگیری نفتکش‌های خارجی وجود ندارد.

این مقام مسئول همچنین در خصوص افزایش توان عملیاتی صادرات میعانات گازی ایران در منطقه خلیج فارس، توضیح داد: با افزایش ظرفیت تولید میعانات گازی در پارس جنوبی، حجم صادرات این محصول هم افزایش یافته است.

وی با بیان اینکه هم اکنون از سه مسیر، میعانات گازی فازهای پارس جنوبی صادر می‌شود، بیان کرد: سه گوی شناور، اسکله‌های سایت اول و دوم پایانه گاز عسلویه، از توان صادرات و انتقال میعانات گازی کشور به کشتی برخوردار هستند.

موسوی با اشاره به تعریف و اجرای یک طرح جدید به منظور پهلودهی و بارگیری کشتی‌های غول پیکر در پایانه گاز عسلویه، بیان کرد: هم اکنون امکان پهلوگیری کشتی‌ها با ظرفیت ۳۰۰ تا ۳۲۰ هزار تن برای صادرات میعانات گازی کشور، در پایانه گاز عسلویه فراهم شده است.

مدیرعامل شرکت پایانه‌های نفتی ایران توان و ظرفیت فعلی بارگیری و صادرات میعانات گازی کشور را حدود دو میلیون بشکه عنوان کرد و افزود: با توجه به آب‌خور پایانه‌ها، محدودیتی برای صادرات میعانات گازی وجود ندارد.

این مقام مسئول با اشاره به افزایش تردد کشتی‌های نفتکش پس از لغو تحریم‌ها، خاطرنشان کرد: با این وجود، تاکنون هیچ گونه حادثه‌ای در پایانه های نفتی ایران رخ نداده و عملیات پهلودهی، بارگیری و جداسازی کشتی‌های نفتکش، با موفقیت توسط کارکنان ایرانی پایانه‌های نفتی کشور انجام گرفته است.

منبع : اقتصادنیوز

ارسال شده در

لغو برجام و هزینه سنگین آن برای آمریکا و سایر کشورها

تحلبل هادی صالحی اصفهانی استاد اقتصاد دانشگاه ایلینوی در اوربانا – شمپین درباره لغو برجام

لغو برجام : عملکرد ترامپ در مورد لغو برجام و به راه انداختن تحریم‌های جدید بستگی زیادی به میزان همراهی دیگر کشورها با چنین سیاست‌هایی دارد.

عملکرد ترامپ در مورد لغو برجام و به راه انداختن تحریم‌های جدید بستگی زیادی به میزان همراهی دیگر کشورها با چنین سیاست‌هایی دارد.

برای خیلی‌ها انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا غیر منتظره و بسیار نگران‌کننده بود. این نگرانی در ایران هم به شدت طنین‌انداز شد؛ به خصوص که ‌ ترامپ برجام را «بدترین معامله تاریخ» خوانده و وعده داده است که به محض تکیه زدن بر مسند ریاست جمهوری آن را برهم بزند و تحریم‌های اقتصادی خیلی شدید‌تری را به اقتصاد ایران تحمیل کند. در این شرایط، با سه پرسش کلیدی روبه‌رو هستیم: تا چه حد این وعده ترامپ عملی است، تا آن حد که این وعده عملی است، چه آثاری می‌تواند روی اقتصاد ایران داشته باشد؟ و بالاخره در صورت وجود آثار بزرگ و بالقوه منفی، چطور می‌توان با آن مقابله کرد؟

در مورد پرسش اول باید گفت که عملکرد ترامپ در مورد لغو برجام و به راه انداختن تحریم‌های جدید بستگی زیادی به میزان همراهی دیگر کشورها با چنین سیاست‌هایی دارد. به ویژه، به سه دلیل جلب همکاری اتحادیه اروپا و روسیه و چین در این مورد هزینه‌های گزافی برای آمریکا در بر خواهد داشت:

۱- ایران اساسا به تعهداتش در برجام عمل کرده و اگر دیگر کشورها نگرانی‌هایی از برنامه اتمی ایران داشتند مرتفع شده است و بنابراین آن کشورها ترجیح می‌دهند برجام را حفظ کنند.

۲- اقتصاد ایران امکان رشد مناسبی دارد و این برای دیگر کشورها انگیزه ایجاد کرده است که روابط اقتصادی‌شان را با ایران گسترش دهند.

۳- ترامپ می‌خواهد شریک‌های بازرگانی‌اش را ترغیب کند یا تحت فشار بگذارد تا امتیازهای تجاری بیشتری به آمریکا بدهند و کمک کنند اقتصاد آمریکا سریع‌تر رشد کند. اگر او بخواهد شرط تحریم ایران را هم به آن کشورها تحمیل کند، باید از قسمتی از امتیازهای تجاری مورد نظرش چشم‌پوشی کند.

این سه دلیل می‌تواند توضیح دهد که چرا ترامپ پس از انتخاب شدن به سرعت موضعش را نسبت به برجام نرم کرد و صحبت از بازنگری در بعضی قسمت‌های برجام (و نه برچیدن برجام) را پیش کشید.  مخصوصا دلیل سوم ذکر شده تشدید تحریم‌ها را برای آمریکا زیان‌بار می‌کند؛ چون برای رای دهندگان طرفدار ترامپ، رشد اقتصادی اهمیت محوری دارد و او به احتمال زیاد ترجیح خواهد داد بیشتر دستاوردهای اقتصادی داشته باشد تا اینکه لاف تحریم ایران را بزند. حتی ممکن است اهمیت دستیابی به رشد سریع‌تر باعث شود که او به فکر بهبود روابط اقتصادی آمریکا و ایران بیفتد؛ به خصوص که ترامپ خیلی پایبند به ایدئولوژی و اظهارات گذشته‌اش نیست و معمولا تغییر خط‌مشی‌اش را به‌راحتی با ادعای معامله خوب توجیه می‌کند.

البته بعید است که مخالفان ایران در کنگره و سایر نهادهای سیاسی آمریکا اجازه نرمش سیاست خارجی آن کشور را در برابر ایران بدهند. در واقع، به خاطر وجود آن نیروها، ترامپ ناچار خواهد بود تا حدی در راه پیشرفت برجام سنگ‌اندازی کند. مثلا، احتمال زیادی دارد که مشکلات تجارت با آمریکا و محدودیت‌های دسترسی بانک‌های ایران به قسمت عمده‌ای از سیستم بانکی دنیا که با آمریکا در ارتباط است ادامه پیدا کند یا حتی تشدید شود. این گونه محدودیت‌ها می‌تواند هزینه‌های بازرگانی و سرمایه‌گذاری خارجی را در ایران بالا نگه دارد و آثار منفی محسوسی روی اقتصاد کشور بگذارد. بنابراین باید به فکر چاره بود و باید با این‌گونه آثار مقابله کرد. راه کلی مقابله با تحریم‌های آمریکا ارزشمند‌تر کردن رابطه اقتصادی با ایران برای دیگر کشورها است. برخلاف آمریکا، شریک‌های تجاری ایران نفع زیادی از گرفتن امتیازهای سیاسی از ایران نمی‌برند و اساسا به دنبال فرصت‌های اقتصادی در ایران هستند.

بنابراین باید این فرصت‌ها طوری تقویت شود که بیشترین منافع را برای کشور به همراه بیاورند. این البته هدفی است که به هرحال باید برای ارتقای وضع اقتصادی کشور دنبال شود؛ ولی ادامه تحریم‌های آمریکا روی نحوه ایجاد فرصت‌های اقتصادی و تجهیز منابع لازم تاثیر می‌گذارد. مهم‌ترین گام در ایجاد فرصت برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی بهبود مقررات و قوانین و اجرای آنها در جهت رفع ناکارآیی و نااطمینانی در بازارهای داخلی است. این هدف باید در صدر اولویت‌های دولت، مجلس و قوه قضائیه قرار داشته باشد. همین طور، دولت و مجلس باید سیاست‌هایشان را در مورد توسعه نیروی انسانی و فناوری و زیرساخت‌ها ادامه دهند و با جدیت بیشتری دنبال کنند. این گام‌ها البته نیاز به منابع مالی دارد که در حال حاضر به خاطر قیمت پایین نفت و تحریم‌ها محدود مانده است. اساس سیاست آمریکا هم همین خواهد بود که دسترسی ایران به منابع خارجی را محدود نگه دارد. در این شرایط، بسیج منابع داخلی نقش محوری در عملی کردن سیاست‌های رشد خواهد داشت. ثبات قدم در اصلاح نظام مالیاتی و کاهش رانت‌های آشکار و ضمنی به گروه‌های غیر نیازمند می‌تواند نقش عمده‌ای را در این برهه بازی کند. به ویژه، اصلاح قیمت حامل‌های انرژی و تک نرخی کردن ارز و اجازه دادن به رشد مناسب نرخ واقعی ارز در بازار می‌تواند هم سرمایه‌گذاری را تشویق کند و هم برای دولت منابع مالی عظیم‌تری به ارمغان بیاورد.

 

منبع : اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران

ارسال شده در

اقتصاد ایران با افزایش بهره وری به رشد مستمر ادامه می دهد

در مصاحبه اختصاصی سایت خبری اتاق تهران با بهادر احرامیان عضو هیات نمایندگان اتاق تهران در خصوص اقتصاد ایران و تاثیر بهره وری برروی آن

آیا اقتصاد ایران توان دارد رشد ۶٫۵ درصدی اقتصادی در نیمه اول سال جاری را در نیمه دوم سال ۹۵ و در ادامه در سال ۹۶ حفظ کند یا خیر؟

آیا اقتصاد ایران توان دارد رشد 6.5 درصدی اقتصادی در نیمه اول سال جاری را در نیمه دوم سال 95 و در ادامه در سال 96 حفظ کند یا خیر؟

در نیمه اول امسال رشد ۶٫۵ درصدی در اقتصاد ایران رخ داد. البته عده ای با آن مخالف هستند و درمقابل هم گروهی آن را تایید می کنند. به اعتقاد من به هرصورت می توان به آمار اعتماد کرد. این میزان رشد اقتصادی در این مدت در کشور محقق شده است، اما احتمالا بیشتر حرف و حدیث ها حول این است که آیا اقتصاد ایران توان دارد این رشد را در نیمه دوم سال ۹۵ و در ادامه در سال ۹۶ حفظ کند یا خیر.

از طرفی مقداری از این رشد به نفت، گاز و پتروشیمی برمی گردد. البته باید دقت کرد که رشد ناشی از این بخش دو اثر در اقتصاد ایران دارد. زمانی که بخش های نفت و گاز و پتروشیمی رشد می کنند وجه نقدی ایجاد می کنند که به اقتصاد ایران تزریق می شود. این مساله باعث می شود که باقی بخش های اقتصاد ایران به حرکت درآیند. اگر این دیدگاه مطرح باشد باید گفت که درآینده رشد اقتصادی البته نه با این سرعت اما بازهم رخ خواهد داد.

ولی باید دقت کرد که رشد نفت به سقف آن رسیده است، مگر این که از این به بعد تغییری در قیمت آن رخ دهد، در غیر این صورت میزان صادرات آن مشخص است. بنابراین در ادامه احتمالا نرخ رشد نفت کمتر خواهد شد. اما منابعی که ایجاد کرده است در دوره های بعدی باعث رشد در سایر بخش های می شود که باید حفظ شود.

در ادامه برای رشد اقتصادی باید پارامترهای سیاسی که با توجه به تحولات جهانی اتفاق می افتد هم لحاظ کرد. در این مدت فولاد با افزایش تولید و صادرات مواجه شده است. البته قیمت آن رشد داشته است که به دلیل افزایش قیمت نهاده های تولید مخصوصا زغال سنگ بوده است. بنابراین شاید مقداری از این رشد برگردد اما باز هم باید دید چه اتفاقی می افتد.

نکته مهم در رشد اقتصادی به حفظ و پایداری آن برمی گردد. چرا که تا ابد نمی شود روی رشد نفت و سرمایه گذاری خارجی حساب کرد. بلکه باید مانند موضوعی که در تمام دنیا رایج است، برای رشد اقتصادی روی بهره وری حساب کرد. افزایش نرخ بهره وری به این معناست که با همین نیروی انسانی و منابع، ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنیم. بهترین کار این است که به این مهم برسیم و برای بهبود فضای کسب و کار تلاش کنیم. باید مشخص شود که چه عواقبی باعث شدند که محیط کسب و کار کشور نامطلوب شود و آنها را حذف کنیم. برای رشد اقتصادی باید بهبود قوانین رخ دهد.

منبع: اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران

ارسال شده در

اقتصاد ایران و نقش رئیس جمهور آمریکا (ترامپ) بر آن

اقتصاد ایران به‌ شدت تحت تاثیر مولفه‌های دیگر مانند گسترش فساد سیستماتیک و فقدان بهره‌وری است.

اقتصاد ایران و نقش رئیس جمهور آمریکا (ترامپ) بر آن

مسعود خوانساری(رئیس اتاق تهران)

انتخابات آمریکا و نتیجه آن تقریبا تمام کنشگران اقتصادی و سیاسی جهان را با تعجب مواجه کرده است. حداقل براساس نظرسنجی‌های پیش از انتخابات، ترامپ دورترین گزینه برای در اختیار گرفتن هدایت کاخ سفید بود. در سال‌های اخیر به‌رغم کاهش نقش این کشور در تولید ثروت جهانی در پایان جنگ جهانی دوم، به ۱۸ درصد، هنوز آمریکا بزرگ‌ترین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جهان است. بر این اساس اثرگذاری تحولات این کشور بر اقتصاد ایران و دیگر کشورها انکار ناشدنی است.

ترامپ با پشتوانه فعالیت‌های اقتصادی خود درک نسبتا خوبی از فضای اقتصادی جهان دارد، ولی بررسی شعارهای او نشان می‌دهد تحت تاثیر نگاه پوپولیستی است. ادعاهای اقتصادی او طی دوران تبلیغات انتخابات بر محور سیاست درهای بسته و مخالفت با نهادهای معتبر بین‌المللی از جمله سازمان تجارت جهانی استوار بود. ترامپ مردی است که حداقل ۴ دهه در عرصه اقتصاد (کسب درآمدهای کلان از بازار املاک) حضور داشته، اطلاعات و دانش اقتصادی دارد. اتفاقا همین یک مولفه باعث شده تا در برخی تحلیل‌ها او را مردی اهل ‌معامله و مذاکره قلمداد کنند که حداقل براساس منطق سود و زیان می‌تواند تصمیم‌گیری کند. البته رفتارهای خلاف عرف او طی دوران تبلیغات نشان داد رئیس‌جمهوری جدید آمریکا مردی کمتر قابل پیش‌بینی است. در چنین شرایطی تصور اینکه حضور او به‌صرف فعالیت‌های شخصی و پیشین می‌تواند به نفع اقتصاد جهانی باشد، تحلیلی چندان پایدار نیست، چراکه نسبت روشنی بین او و کارآفرینان دردکشیده یا طرفداران اقتصاد آزاد وجود ندارد.

هیلاری کلینتون رقیب ترامپ قرابت آشکاری به لابی اسرائیلی در سیاست آمریکا و همچنین عربستان دارد. همین رویکرد او را به چهره‌ای غیرسودمند برای ایران تبدیل می‌کرد. حداقل در این‌ مولفه ترامپ خود را به این دو طیف گره نزد و شاید روش مدیریتی شخص‌محور او، موجب شود که آمریکا کمی از اسرائیل و عربستان فاصله بگیرد. در این شرایط به‌طور غیرمستقیم بخشی از منافع ایران تامین می‌شود. البته تجربه نشان داده که مناسبات ایران و آمریکا چه در دوران دموکرات‌ها و چه در زمان حضور جمهوری‌خواهان منجر به تکامل یا قطع روابط نشده است. بنابراین از اساس بین جمهوری‌خواه و دموکرات برای ایران تفاوتی چشمگیر وجود ندارد. ضمن اینکه بعید به نظر می‌رسد در وزارت خارجه ترامپ که علی‌القاعده از تندروترین چهره‌های جناح جمهوری‌خواه تشکیل خواهد شد بتوان انتظار برقراری روابطی حتی در سطح زمان تصویب برجام با دستگاه دیپلماسی ایران را داشت. با فرض اینکه ترامپ سیاست‌های اوباما را در مورد ایران اجرا کند، دست‌کم پنج ماه به شرایط تعلیقی که اقتصاد ایران با آن دست‌به‌گریبان است اضافه می‌شود. انتظار این است که اگرچه سیاست خارجی جمهوری‌خواهان رویارویی خشن با مخالفان است و بیشتر بر گزینه‌های نظامی تاکید دارند، اما اعلام برائت برخی چهره‌های موثر جمهوری‌خواه پیش از انتخابات از او، می‌تواند کمی این معادلات را تغییر ‌دهد، به‌طوری‌که نمی‌توان او را پیرو تمام‌عیار مواضع جمهوری‌خواهان دانست. ناشناختگی رفتارهای ترامپ آسیب‌هایی را برای اقتصاد ایران و جهان به همراه دارد. به‌طور نمونه هرچند ترامپ روابط خود با روسیه را بهبود بخشد براساس سنت تاریخی حاکم بر روابط این دو کشور، روس‌ها از ایران فاصله می‌گیرند و شرایط ایران از نظر تکیه ‌بر قدرت‌های بین‌المللی متفاوت از شرایط فعلی خواهد بود. نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت این است که برجام ماحصل تمام توان ژئوپلیتیک آمریکا است؛ درنتیجه احتمال اینکه توافق هسته‌ای در دولت ترامپ نادیده گرفته شود، محدود است. از سوی دیگر، در داخل کشور هم دولتی روی کار نیست که در کوتاه‌مدت اجماع بین‌المللی علیه ایران ایجاد کند. از سوی دیگر، اروپا و چین به‌سادگی از منویات آمریکا در قبال ایران حمایت نمی‌کنند. اروپا در مورد مسائلی مثل افغانستان، عراق و حکومت صدام حسین در این کشور و تحریم‌های روسیه به دلیل تنش‌های اوکراین مواضع مستقل خود را به مطالبه آمریکایی‌ها ترجیح داده است. مشکلات اقتصادی ایران نوعا ریشه مطلقی در تحریم‌ها نداشته که با لغو تحریم‌ها حل شود. اقتصاد ایران هرچند تاثیرپذیر از معادلات بین‌المللی است، ولی می‌توان ادعا کرد که سیاست‌های درونی آمریکا کمترین تاثیر را بر وضعیت اقتصادی ایران داشته است. به‌طور نمونه با وجود دست به دست شدن قدرت در آمریکا متوسط رشد اقتصادی ایران طی سه دهه گذشته ۵ درصد بوده است اگرچه از سال ۸۸ تا ۹۲ این رشد ناگهان به اعداد منفی سقوط کرد.

از زاویه دید داخلی، اقتصاد ایران برای رشد، گرفتار سیاست و فرهنگ است و تا این‌ دو حوزه در سطح کلان‌ روندی اصلاحی به خود نگیرند، فضا برای تکامل اقتصاد مهیا نمی‌شود. سیاست باید فضای اعتدالی و آرامی برای فعالیت‌های اقتصادی مهیا کند و فرهنگ نیز می‌تواند کارآفرینی را به ارزشی اطمینان‌بخش برای جامعه ایرانی بدل سازد. در سطح دیگر وضعیت فضای کسب‌وکار در ایران به شکلی است که می‌توان آن را آسیب اول قلمداد کرد. معضلات فضای کسب‌وکار ایران را باید در دو گروه دسته‌بندی کرد: گروه اول به مشکلات ساختاری مانند وضعیت نظام ارزی، نظام مالیاتی، نظام تامین اجتماعی و نظام بانکی مربوط می‌شود. وضعیت حاکم بر این بخش‌ها موجب شده که طی سال‌های گذشته رشد سرمایه‌گذاری در کشور منفی شود و همزمان با بی‌میلی سرمایه‌گذاران داخلی برای توسعه کسب‌وکارها، انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاران خارجی نیز ایجاد نشود.

از سوی دیگر، اقتصاد ایران به‌شدت تحت تاثیر مولفه‌های دیگر مانند گسترش فساد سیستماتیک و فقدان بهره‌وری است. در حال حاضر بحران‌های ناشی از شکاف عمیق درآمدی و فقر گسترده در طبقات محروم جامعه که جمعیت قابل‌توجهی را درگیر کرده جامعه ایرانی را آزار می‌دهد. همزمان با این جریان و تحت تاثیر کاهش سرمایه‌گذاری و رکود حاکم بر اقتصاد ایران، بحران‌هایی مانند اعتیاد، فروپاشی خانواده و بیکاری نیز تعمیق یافته است. قطعا اصلاح روابط سیاسی ایران با کشورهای جهان در بهبود روندها و گسترش ارتباط توسعه‌محور موثر است، ولی هیچ‌کدام از این مشکلات، تنها با بهبود رابطه با آمریکا حل نمی‌شود و ریشه مشکلات در مدیریت اقتصاد ایران دارد نه تحریم‌های خارجی. بدون تردید تغییراتی که آمریکا در آینده شاهد آن است بر اقتصاد ایران بی‌تاثیر نیست، اما نمی‌توان در مورد آن اغراق کرد. همان‌طور که بازارهای جهانی هم بعد از تکانه شدید ناشی از پیروزی ترامپ به حالت عادی بازگشت و حتی بورس ایران نیز شوک این اتفاق را پشت‌سر گذاشت و فضای سیاسی جهانی هم به‌سرعت خود را با وضعیت جدید سازگار می‌کند. موضوع اقتصاد ایران، انتخاب ترامپ یا هیلاری کلینتون نیست. مساله اقتصاد ایران فقدان وفاق ملی برای اصلاح روندها و ساختارها است؛ اگر این مشکل حل نشود، وضعیت تغییر نخواهد کرد. امروز که جهان روند پیش‌بینی‌پذیری خود را از دست ‌داده ما می‌توانیم با خردگرایی و اعتدال و البته توجه ویژه به عقل، علم و عدالت، کشور را به سمت وفاقی ملی برای بهبود وضعیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری پیش ‌بریم.

 

منبع: اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران